سلام بر سرزمین وحی
ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸  

 

سلام بر صاحب کعبه

سلام بر نور چشم فاطمه(س)

منم سرگشته حیرانت ای دوست     کنم یکباره جان قربانت ای دوست

تنی نا ساز از شوق وصل کویت     دهم سر بر سر پیمانت ای دوست

دلی دارم در آتش خانه کرده            میان شعله ها کاشانه کرده

          دلی دارم که از شوق وصالت         وجودم را ز غم ویرانه کرده

من آن آواره بشکسته حالم           ز هجرانت بُتا رو به زوالم

 

سلام بر مکه و مدینه، سلام بر مکّه، سرزمین وحی الهی، سلام بر کعبه، مطاف فرشتگان کبریایی؛ سلام بر صفا؛ سلام بر سعی؛ سلام بر زمزم؛ زلالِ جاری محبت خدا؛ سلام بر مشعر؛ خاستگاه شعور؛ سلام بر مِنی مذبح منیت؛ سلام بر عرفات؛ عرصه عرفان ناب اسلام بر ابراهیم و مقامش و اسماعیل و حِجرش. سلام بر مدینه، مدفن عصاره هستی؛ سلام بر بقیع، قبرستان کهکشان های خفته در خاک و سلام بر همه رهبران راستین راه توحید؛ آنان که رمزهای عشق را شناختند و رازهای حج را دریافتند و سلام بر همه عاشقان خدا. شائق لقاییم و زائر حرم. باید به قصد دیدار یار راهی دیار دوست شویم. پس بار سفر می بندیم با کوله باری از عشق و رخت بر می بندیم نه با دنیا، که از دنیا، و عازم می شویم؛ برای آن که مَحرم حریمش شویم و مُحرم می شویم. جامه محرمان راز می پوشیم و دل را به معرفت عرفات می بریم و غفران حق را می طلبیم. در صلابت مَشعر آیات قیامت را به نظاره می ایستیم و در مِنی آرزوهای خود را از خدا می طلبیم. سپس با سنگریزه های برائت، بت های درون و برون را رهی می کنیم و می کوشیم که به سمت صفای دل و به سوی سعی در تقوا برویم و همیشه در پرتگاه های تردید، هوس های پوچ مان را قربانی کنیم. از آن جا رو به شهر یادگارهای پیامبر می نهیم تا زلال وحی را در بارگاه قدسی ترین انسان بجوییم و رنجِ غریبِ قربتِ بقیع را باور کنیم. مدینه دیار مظلومیت ها، مکّه سرزمین خاطره ها و حج سفر عشق است پس باید آهنگ رفتن حضور طلبید.

به همه دوستانم سلام عرض میکنم و از همشون حلالیت میطلبم ، اگر قسمت باشه و مشکلی پیش نیاید انشاالله زائرم . دعا گوی تمامی شما هستم.

یا علی

 

 


 
بنام ارباب عشق
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱۸  

هوالاعلی

ای ماه خدا


  • در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست
    سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده‎اند
  • و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده‎ای
  • ای ماه خون
  • بار دیگر از راه می‎رسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله‎های سرخ را به گوش جان می‎رسانی.
  • دوباره سکوت تاریخ را در هم می‎شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره‎ها آزاد می‎کنی.
  • بانگ چاووش کاروانت به گوش می‎رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می‎خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می‎کند.
  • و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری
  • محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است.
  • محرم نقطه پرگار اهل ولایت، کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.
  • محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم‎ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است.
  • محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.
    و سلام بر حسین! سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا
  • و سلام بر حسین! نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.
  • سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت.
  • سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد
  • و سلام بر حسین، سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.
  • حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را
  • حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت.
  • حسین چون کتابی بی‎شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند.
  • حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد.
  • حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین (علیه السلام) فراموش خواهد شد.
  • حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم.
  • او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد.
  • پس بر او سلام باد.
  • یاعلی

کلمات کلیدی: حسین ،کلمات کلیدی: کربلا
 
اومدم و هستم.
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱۳  

هدیه ای که خدا به من داد.

 

 

برای تو

 برای تو مینویسم

برای تو که واژه دوست در برابر تو کوچک است

چرا که تو منی

و مرا بهتر از خودم می شناسی

برای  تو که بودن را در حق من تمام کردی

همیشه بودی وهستی

گاه به صلابت کوه

وگاه به نرمی گلبرگ گلها

بدان که زمان و مکان در برابر ما چاره ای جز تسلیم ندارند

واژه هایم را در ذهنم به صف کرده ام از پس آنچه دلم می خواست بگوید بر نیامد و

تنها میتوانم بگویم:

دریایی ترینم٬تو هدیه ای گرانبها از سوی خدا برای من هستی.